سیر یادگیری امیرعلی عزیز از زبان مامان تا یک سالگی !
پسر گلم تو خیلی زود توی همون ماه اول یاد گرفتی که غلت بزنی و توی جات برگردی و خیلی زودم یاد گرفتی که سینه خیز بری (توی ماه سوم)، من خیلی خوشحالم با اینکه تو دوران بارداری زیاد استراحت نمی کردم و فکر می کردم این موضوع خیلی روی رشد هوشی قند عسل تاثیر منفی می زاره اما اینجوری نبود و جای هیچ نگرانی ای نبود. اتفاقاَ همه چیز رو خیلی زودتر از جدول رشدت انجام میدادی.
بعد یاد گرفتی چهار دست و پا راه بیفتی از این ور به اون ور و هی کنجکاوی کنی. بعدش راه رفتن هم یاد گرفتی و کار ما واقعا سخت شد که خیلی مواظبت باشیم.
از بین کارایی که یاد گرفتی یکی از اونا که خیلی منو خوشحال می کنه این بود که نماز می خوندی یعنی رو زمین سجده می زدی و با همون زبون خودت می گفتی الله اکبر خیلی ذوق می کردم از ته دل برات. مامان فدای اون نماز خوندن و الله اکبر گفتن تو بشه الهی. از کارهای دیگه ات بای بای کردن، دست زدن، بوس کردن، الو گفتن، به هواپیما آلوده گفتن،


سیر یادگیری امیرعلی عزیز از زبان مامان تا یک سالگی !
